کمی صبر :
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٦/۳/۱ : توسط : sara

 

 نیازی نیست انسانها را امتحان کنید، 

 کمی صبر کنید 

 خودشان امتحانشان را پس می دهند !


 
رسیدن :
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٦/۳/۱ : توسط : sara
 گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی
 نفسی برای ماندن در کنار او نخواهی داشت.
 پس با کسی بمان
 که نصف راه را به سمتت دویده باشد..


 
تنهایی :
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٦/٢/٢۸ : توسط : sara

 

 تحمل تنهایی؛

 از گدایی دوست داشتن

 آسان تر است...


 
آدمهای خاکستری :
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٦/٢/٢۸ : توسط : sara

 

 یکی از تجربه های دردناک زندگی این است که فرد دلبسته آدمهای خاکستری شود

 آدمهای خاکستری همیشه تو را در وضعیت تعلیق نگه میدارند: نه به تو دل میدهند و نه  میگذارند که از آنها دل بکنی


 تو را در میانه زمین و هوا معلق میخواهند

 تا وقتی که تو را دل داده خود می یابند با تو سرد و با فاصله اند و تا احساس میکنند که از  آنها دل می کنی با تو گرم و نزدیک میشوند

 اما فقط تا آنجا که بدانند رشته را نمی گسلی و از چنگ شان نمی گریزی. به تو دل نمیدهند  اما مانع دل کندت میشوند


 بعضی از این آدم های خاکستری خودشان بلاتکلیف و معلق اند، یعنی تکلیف خودشان را با  خودشان نمیدانند، و این سردرگمی و پادرهوایی را در روابط عاطفی شان با تو باز می تابانند

 گاهی هم دچار نوعی بیماری روانی اند- ملغمه آشفته ای از عدم اعتماد به نفس و اعتماد به  نفس مفرط

 یعنی چندان به خود اعتماد به نفس دارند که تو را مفتون خود کنند، اما چندان به خود بی  اعتمادند که به محبت ات پاسخ درخور بدهند

 تو را در فضای خاکستری رابطه معلق نگه میدارند تا شهد عشقی را که نثارشان میکنی بمکند،  اما چیزی از جان شان برایت مایه نگذارند


 آدمهای خاکستری خواسته یا ناخواسته تمام خون عاطفه ات را می نوشند اما بر مرده ات  فاتحه هم نمیخوانند

 لحظه های تلخ زندگی شان را با تو تقسیم میکنند، اما خوشی های شان را با دیگران شریک  میشوند

 با جذابیت های شان آرام آرام به دورت تار می تنند، و تا به خود می آیی خود را گرفتار دام  شان می یابی

 ته دل میدانی که شهدت را می نوشند و تفاله ات را تف میکنند، اما برای بی مهری هایشان  مدام بهانه می تراشی

 میدانی که وضعیت هرگز بهتر نمیشود، اما مدام برای آنها عذر و برای خودت امیدهای واهی  می تراشی. آنقدر میمانی تا بپوسی


 عشق آدم را آسیب پذیر میکند، و آدمهای خاکستری دقیقا از همان نقطه آسیب پذیر است که  دست شان را تا آرنج در قلبت فرو میکنند... این رابطه ها عشق نیست، بیماری است- نوعی  اعتیاد ویرانگر است... و اگر کسی در این دام بلا افتاد باید هوار بزند و از دیگران برای نجات  جان اش کمک بخواهد 

 هرچه بیشتر در این دام بمانی، گرفتارتر میشوی... از آدمهای خاکستری باید مثل طاعون  گریخت...


 
دل کندن :
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٦/٢/٢۸ : توسط : sara

 

 باید یاد بگیرى هرطور که شده به هر قیمتى،

 که از یک جایى به بعد،دل بکَنى

 از تمامِ آنهایى که براى نگه داشتنشان

  کنارِ خودَت جان کَندى! ...


 
یک بغل تنهایی :
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٦/٢/٢٦ : توسط : sara

 

 ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ..

 .رﻭﺯﯼ ﮐﻪ...

 میبینــﯽ...

 چـﯿﺰﯼ...

 ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ...!

 جـــﺰ...

 ﯾﮏ ﺑﻐﻞ ﺗﻨﻬــﺎﯾﯽ...!

 ﭼﻨــــﺪ ﺧﻂ ﺣﺮﻑ ﻧﺎ ﮔﻔﺘـــﻪ...!

 ﻭ...یـﮏ ﺩﻝ پﺮ...


 
زلیخا :
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٦/٢/٢٦ : توسط : sara

  هیچکس نفهمید که

  زلخیا از مردان هم مردتر بود

  میدانی چرا؟؟

  مردانگی میخواهد

  ماندن پای عشقی 

  که مدام تو را پس میزند...

  

  

 


 
دست بکشیم :
ساعت ٦:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٦/٢/٢٦ : توسط : sara

 

 از چیزهای الکی دست برداریم...

 از الکی صبر کردن،از الکی وفادار ماندن،

 از الکی شب زنده داری کردن و پاشویه کردن رابطه  ای که نفس های آخرش را می کشد...

 مرگ یکبار شیون یکبار...

 از رابطه ای که پر از اما و اگر و چرا باشد باید دل کند.

 آدم ها عاشق خوبی و زیبایی و آرامش می شوند 

 آدم ها مهربانی و باهم بودن را دوست  دارند،

 مگر کسی هست که جنگ و دعوا را دوست داشته باشد؟

 مگر کسی هست که عاشق  خورد شدن غرورش شود؟

 دست بکشیم از آدمی که اهمیتی برایمان قائل نیست،

 کنارش که هستی جسمش هست ولی روحش جای دیگر ،

 دست بکشیم از آدمی که هر لحظه ترس نبودنش را به جانمان می اندازد...

 باور کنیم تنهایی اشک ریختن،تنهایی بغض کردن عاقلانه تر از ماندن در کنار کسیست که  

حواسش به دلمان نیست...


 
اگه بخوادت :
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٦/٢/۱٤ : توسط : sara

 اونی که بخوادت 

 یه راهی پیدا میکنه

 واسه به دست آوردنت

 بدون اما واگر


 
سارا :
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٦/٢/۱۳ : توسط : sara

مهربان بمان

حتی اگر هیچ کس 

قدر مهربانیت را ندانند

این ذات و سرنوشت تو است که

مهربان باشی

تو خدایی داری

به جای همه

برایت جبران می کند.

 

 


 
رهاااااا :
ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٦/٢/۱۳ : توسط : sara

 فهمیدم با خودم جنگیدن چیزی را تغییر نمی دهد...

 اینکه بخواهی خودت را آزار بدهی؛

 مسیر زندگی ات را عوض نمی کند..

 باید یک چیزهایی را بپذیری؛

 اینکه آدم ها می آیند که بروند،

 اینکه وجودِ هیچکس همیشگی نیست...

 باید چشم هایت را باز کنی و البته به مشکلات پوزخند بزنی..

 همه ی آدم ها کم می آورند؛

 مهم این است که آن مرحله را خوب بُگذرانی

 زندگی مثل یک بازی می ماند،

 باید برایش بجنگی..

 بشینی تماشایش کنی،

 مطمئنن اگر بازنده نباشی

 برنده هم نیستی!

 اما ما نیامده ایم تماشاچیِ این قصه باشیم،

 من ...تو...ما...

 آمده ایم که این قصه را ببریم؛

 آمده ایم برسیم به غولِ آخر!

 اگر مقاومت می کنیم برای باورهایمان است،

 اگر می جنگیم ؛برای چیزهایی ست که نمی خواهیم از دست بدهیم...

 اما تا به کی..؟!

 بالاخره خسته میشوی!

 رفیق یک چیزهایی وقتی با چنگ و دندان نگه داشته شوند،

 دیگر ارزشی ندارند؛

 باید رهایشان کنی

 رهااااااا...



 
بیقرارم :
ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٦/٢/۱٢ : توسط : sara

‌‌ ‌ ‌ ‌

 عقربه ها 

 امشب 

 چه کاهلانه در 

 صفحه ساعت قدیمی خانه ما 

 گام برمیدارند 

 کاش ! ....می فهمیدند 

 دل من چه بیقرار 

 منتظر ساعت عاشقی است 

 تا پیام عاشقانه تو 

 باز بدستم برسد 


 
بگو چقدر صبر کنم؟؟
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٦/٢/۱٢ : توسط : sara

‌‌ ‌ ‌ ‌

 تو وقتی می‌بینی که من افسرده ام 

 نباید بگذری، سکوت کنی، 

 یا فقط همدردی کنی؛

 بنا کننده ی شادیهای من باش! 

 مگر چقدر وقت داریم؟


 
آرامش:
ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٦/٢/۱٢ : توسط : sara

‌‌ ‌ ‌ 

 یک وقتایی بشین و خلوت کن

 نگاهی به اطرافت، به خوشبختی هات

 به کسانی که دوستت دارند

 به چیزهایی که دوستشان داری

 به خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت

 آنجاست که آرامش پیدا می کنی...


 
تلاش:
ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٦/٢/۱۱ : توسط : sara

 این آخرین تلاشمه ، واسه بدست آوردنت

 باور کن این قلب و نرو ، این التماس آخره

 چقدر می خوای تو بشکنی ، غرور این شکسته رو

 هر چی میخوای بگی بگو ، اما نگو بهم برو

 این دل و عاشقش نکن ، اگه منو دوست نداری

 راحت بگو اگه می خوای ، قلبه منو جا بذاری

 دلم پر از شکایته ، اما صدام در نمیاد

 می ترسم از دستم بری ، کاری ازم بر نمیاد

 نرو نذار که بعد از این دنیا به عشق شک بکنه

 هر کی دلش جای دیگست عشق و بخواد ترک بکنه

 نفس زدم از ته دل معصوم این قلب به خدا

 نذار بشه محال واسش باور عشق آدما

 مرگ دلم پایه تو ، اگه ازش حذرکنی

 لب تر کنی رفیقتم ، کافیه با ما سر کنی

 


 
زندگی ام :
ساعت ٥:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٦/٢/۱۱ : توسط : sara

میشود بغلم کنی؟؟

محکم،

از آنهایی که سرم چفت شود روی قلبت و حتی هوا هم بینمان نباشد...

میشود بغلم کنی؟؟

دلم تنگ است

برای بوی تنت،

برای دستانت که دورم گره شود

و برای حس امنیتی که آغوشت دارد...

میشود بغلم کنی؟؟

هیچ نگویی،

فقط روی موهایم  بوسه بکاری 

و بگذاری گریه کنم...

و آرام در گوشم بگویی مگر من نباشم که اینجور گریه کنی 

میشود بغلم کنی؟؟

تمام شهر میدانند از تو هم پنهان نیست،

همین روزهاست که دلتنگی کاری دستم دهد

و در حسرت لمس دوباره ی آغوشت

برای همیشه بمانم...

میشود بغلم کنی؟؟


 
دلتنگتم:
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٦/٢/۱ : توسط : sara

خیییییلی بی قرارتم

بی معرفت بهت احتیاج دارم

گرمیه دستاتو میخوام

آغوش پر از عشقتو میخوااام

خیلیی بهم سخت میگذره 

حداقل پیام بده از حالت باخبر شم.


 
دلتنگی :
ساعت ٦:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٦/۱/٢۱ : توسط : sara

 در تمام عمر

  یکبار خواستم دلتنگش نباشم

 اول که هوا گرفته شد

 بعد باد آمد 

 باران که بارید من هم گریه کردم😓😓

 

 

 


 
بگو :
ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٦/۱/٢۱ : توسط : sara

 به چی داری فکر میکنی 

 جواب منو میدی یا نه؟ 

 بگو توام هرجا رفتی

 تصویر منو دیدی یا نه؟؟ 


 
خدایااااااا :
ساعت ٦:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٥/۱٢/۱٩ : توسط : sara

خدایا ...

دلم مرهمی می خواهد از جنس خودت! 

نزدیک؛ 

        بی خطر, 

                  بخشنده 

 ‌                          بی منت...